منهاج سراج

170

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

از جملهء سرداران عجم نيزه بر پهلوى او زد او را از اسپ در انداخت ، ديگر سواران او را نيزه ميزدند تا بكشتند ، مدت ملك او بروايت مقدسى بيست روز بود . بروايت طبرى چهل روز بود . چون او را بكشتند ، رسن در پاى او كردند و گرد شهر ميكشيدند . و اللّه اعلم . السابع پور اندخت [ ( 1 ) ] بنت پرويز كه مهتر بود ، همه عجم باتفاق او را بملك نشاندند ، چون بتخت نشست سيرت خوب با خلق آغاز نهاد و عدل كرد ، و رعيت را بپرورد و خراجها ببخشيد و حشم را مال بسيار داد ، و خزاين و دفاين همه بر ملوك و امراء قسمت كرد و آن مرد كه شهر آراى را كشته بود ، فسفروخ [ ( 2 ) ] نام ، او را وزير خود گردانيد چليپائى كه پرويز از ملوك روم گرفته بود باز فرستاد ، ملوك اطراف به پادشاهى او راضى شدند ، نيكو راى و تدبير بود ، هر چه كرد بدان راضى بودند چون خبر پادشاهى او به مصطفى عليه السّلام رسيد فرمود : لا يصلح قوم يملكهم امرأة . پيروزى نباشد قومى را كه پادشاه ايشان زن باشد . و بروايت مقدسى يك سال و نيم ، و بروايت طبرى يك سال و چهار ماه ملك راند و در گذشت بعد از وى مردى از خويشان جشنسده [ ( 3 ) ] نام ملك بگرفت ، يك ماه و نيم ملك راند ، نام آن مرد در تاريخ مجدول نياورده‌اند . اما طبرى گويد : كه آن مرد را نام در تاريخ و اخبار عجم پيدا نيست . الثامن آزرميدخت [ ( 4 ) ] بنت پرويز ، بعد از خواهر بملك نشست ، داد و عدل كرد ملك را بتدبير نگاه داشت در آل كسرى زن ازو خوبتر نبود اصفهبد خراسان مردى هرمز نام از ملوك عجم در عهد پرويز و شيرويه و پوران دخت [ ( 1 ) ] ، خراسان او داشت او را پسرى بود رستم نام ، و اين رستم به نيابت پدر بخراسان بود . اصفهبد به ملكه آزرميدخت [ ( 4 ) ] پيغام كرد ، كه اگر مرا شوى كنى ، من پيش تو خدمت كنم

--> [ ( 1 ) ] اصل و ( پ ) : توراندخت [ ( 2 ) ] اصل : سفروخ . طبرى : فسفروخ بن ماخر شيذان . [ ( 3 ) ] اصل : خنده . پ : حبذ ، طبرى ( 2 : 168 ) جشنسده ، حمزه درستى ( 18 ) : جشنس بنده ، آثار الباقيه : فيروز بن جمر المحسس بن مركسه بن منوزاد ملقب به حوسديد . [ ( 4 ) ] اصل وپ و راورتى : آرزومندخت .